تبليغاتX
متفرقه شامل زندگی

نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/25ساعت 10:7 توسط BD32| |

زن به شوهر: من پنج دقیقه میرم خونه اقدس خانم باهاش حرف بزنم تو هر نیم ساعت یک سری به غذا بزن!

نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/25ساعت 2:27 توسط BD32| |

نوشته شده در دوشنبه 1388/04/15ساعت 21:30 توسط BD32| |

بعضی وقتها ما میتونیم با آموزش صحیح، فهم و درک مسائل رو برای فرزندانمون آسون کنیم!

مطالب آموزشی از کتاب آموزش ابتدایی معادل اول دبستان در آلمان...

لطفا ادامه مطلب را ببینید.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/10ساعت 1:43 توسط BD32| |

هر کس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل، شخصیت او را می سازد.

نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/10ساعت 0:18 توسط BD32| |

    داستان زندگی همه ما روزهایی هست که از زندگی خسته میشیم...

فقط بیاد داشته باشید همه افرادی که در اون لحظه کنار شماهستند، ممکنه قصد کمک نداشته باشند!



نوشته شده در دوشنبه 1388/04/08ساعت 20:34 توسط BD32| |

نوشته شده در دوشنبه 1388/04/08ساعت 16:54 توسط BD32| |

اولین مردمان جهان که نخ به سکه می‌بستند و در داخل تلفن‌های عمومی می‌انداختند، ایرانیان بودند!


اولین مردمانی که توانستند از کارتهای اعتباری تلفن‌های عمومی استفاده کنند، بدون آنکه اعتبار آن کم شود، ایرانیان بودند!


اولین مردمانی که نوشابه‌های تقلبی ساختند، ایرانیان بودند!


اولین مردمانی که در اولین صادرات به کشورهای شمالی ایران به جای حنا، خاک رنگی فروختند، ایرانیان بودند!


اولین مردمانی که کشف کردند دروغگویی و ریا و کلک‌بازی برای موفقیت ضروری است، ایرانیان بودند!


اولین مردمان دنیا که همزمان هم مایل هستند گرمشان شود و هم سردشان ایرانیان بودند، چون همزمان با روشن کردن بخاری، پنجره‌ها را هم باز می‌کنند!


اولین مردمانی که در گروه کم‌توسعه‌ترین کشورهای دنیا قرار دارند ولی ادعا و توقع برترین مردمان دنیا را دارند ، ایرانیان بودند!


اولین مردمانی که فقط به گذشته بسیار بسیار دور خود افتخار می‌کنند ولی چیزی در ۵۰۰ سال اخیر برای دنیا نداشته‌اند ، ایرانیان بودند!
نوشته شده در دوشنبه 1388/04/08ساعت 16:18 توسط BD32| |

نوشته شده در دوشنبه 1388/04/08ساعت 15:41 توسط BD32| |
/* /*]]>*/ - ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آبهای اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد بنابراین برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند - ماهی گیران هر چه مسافت طولانی تری راطی میکردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید. اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند - برای حل این مسئله ، شرکتهای ماهی گیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند - آنها ماهی ها را میگرفتند آنها را روی دریا منجمد میکردند. فریزرها این امکان را برای قایقها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند. اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند  - بنابر این شرکتهای ماهیگیری مخزنهایی را در قایقها کارگذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری میکردند  .ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند  - متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند  - زیرا ماهیها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند  - پس شرکتهای ماهیگیری باید این مسئله را بگونه ای حل میکردند  - آنها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟ - اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید ، چه پیشنهادی می داديد؟اول پیشنهادت رو بگو بعد برو به ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1388/04/07ساعت 0:54 توسط BD32| |

Dear person,

I’m sorry I put a dent in your car. I didn’t want to but, I did when I tryed to park next to you. I am not leaving my information because you chose to use two spaces and I just wanted to park in one. The scratches are because I used a towel that had sand on it to try to clean the dent/paint off. Beaches are fun.

Please look your car over for the dent and scratches and each time you see them remember not to park in two spaces.

- Sorry!!!

ترجمه متن:

انسان عزیز!

من متاسفم که ماشین شما را غر کردم. من نمی خواستم اینکار را بکنم اما، وقتی که میخواستم کنار شما پارک کنم این اتفاق افتاد. من مشخصات خود را برای شما نگذاشتم چون شما دو جای پارک را برای خودرو خویش انتخاب کردید و من تنها میخواستم در یکی از آنها پارک کنم. خراشیدگی ها برای اینست که من یک دستمال که برروی آن شن بود را استفاده کردم و سعی کردم که غر شدگی و رنگ پریدگی را پاک کنم.

سواحل شنی مفرحند.

لطفاً اطراف ماشین خود را نگاه کنید و غری و خراشیدگی ها را ببینید و هر بار که آنها را دیدید به خاطر بیاورید که نمی بایست در دوجای پارک ، پارک کنید.

متاسفم!!!

نوشته شده در جمعه 1388/04/05ساعت 4:39 توسط BD32| |

یه روز یه پسر جوان میره توی داروخانه و به فروشنده میگه که: "یه کاندوم می‌خواستم، راستش رو بخوای دارم با دوست دخترم واسه شام میرم بیرون، شاید یه موقعیتی پیش بیاد که بتونم یه کم باهاش حال کنم!" فروشنده کاندوم رو بهش میده و پسره میره بیرون اما هنوز از در داروخانه بیرون نرفته که برمیگرده و دوباره میگه: "اگه میشه یه کاندوم دیگه هم بهم بدید، آخه خواهر دوست دخترم هم خیلی ناز و خوشگله، همیشه وقتی که منو می‌بینه پاهاشو به طرز شهوت انگیزی باز می‌کنه، فکر کنم اگه خوش شانس باشم بتونم با اون هم یک حالی کنم!" فروشنده کاندوم دوم رو بهش میده و پسره میره اما دوباره از در داروخانه بیرون نرفته که برمیگرده و میگه: "یه دونه کاندوم دیگه هم به من بدید، آخه مامان دوست دخترم هم خیلی ناز و دل رباست و همیشه وقتی منو می‌بینه نگام میکنه و نخ میده، فکر کنم از من میخواد که یک کارایی بکنم!" موقع شام پسره سر میز نشسته در حالی که دوست دخترش سمت چپش هست، خواهر دوست دخترش سمت راستش و مادر دوست دخترش روبروش نشسته! در همین حال پدر دختره هم میاد سر میز شام و ناگهان پسره سرش رو میاره پایین و شروع می‌کنه به دعا کردن: "خداوندا...به این سفره برکت بده و به خاطر همه چیزهایی که به ما دادی ممنونیم!" چند دقیقه بعد پسره هم چنان داره دعا می‌کنه: "خدایا به خاطر لطف و محبتت س‍پاسگذاریم!" ده دقیقه میگذره و پسره همچنان سرش پایینه و داره به دعا کردن ادامه میده. دوست دخترش متعجب‌تر از بقیه ازش میپرسه که: "من نمی‌دونستم که تو این همه مذهبی هستی!" پسره جواب میده: "من هم نمی دونستم كه بابات تو داروخونه كار می كنه!


نوشته شده در جمعه 1388/04/05ساعت 4:14 توسط BD32| |

دوستانی که در ایران نیاز به استفاده از یاهو مسنجر دارن میتونن از طریق این آدرس با لیست دوستانشون چت کنن.

http://webmessenger.yahoo.com

نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/03ساعت 2:13 توسط BD32| |

Free Image Hosting
نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 0:55 توسط BD32| |