تبليغاتX
متفرقه شامل زندگی
نوشته شده در شنبه 1387/06/30ساعت 23:11 توسط BD32| |




نوشته شده در شنبه 1387/06/30ساعت 22:58 توسط BD32| |

نوشته شده در شنبه 1387/06/30ساعت 4:0 توسط BD32| |

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/06/28ساعت 13:53 توسط BD32| |

نوشته شده در پنجشنبه 1387/06/28ساعت 13:24 توسط BD32| |
سلام به تمام دوستان عزیزی که با سر زدن به وبلاگ این حقیر بیدار اظهار محبتشونو به نحوی ثابت می کنن مثل نظر دادن و ...

 و منم مخلص همتون هستم.

امیدوارم از مطالب وبلاگ خوشتون بیاد و راضی بوده باشید.

به مطالب نظر بدید تا بهتر بتونم ادامه بدم. بهتر حرف بزنم. اگرچه خوبی و بدی خود واژه ای قراردادی هست و در هر دوره از زمان معنای دیگری به خود می گیرن.

 

نوشته شده در چهارشنبه 1387/06/27ساعت 2:44 توسط BD32| |

نوشته شده در شنبه 1387/06/23ساعت 0:55 توسط BD32| |
 دوستان خواسته بودن بعد از اینکه فهمیدن تو مغز خانوما چی میگذره - بدونن که تو مغز آقایون چی میگذره.

آقایون وجدانی قضاوت کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1387/06/23ساعت 0:54 توسط BD32| |

نوشته شده در یکشنبه 1387/06/17ساعت 4:30 توسط BD32| |
نوشته شده در یکشنبه 1387/06/17ساعت 4:28 توسط BD32| |

نوشته شده در یکشنبه 1387/06/17ساعت 4:27 توسط BD32| |

نوشته شده در یکشنبه 1387/06/17ساعت 4:4 توسط BD32| |

تو چندتا پست قبل چگونگی مغز خانوما تا حدودی تشریح شد.

این پست فقط مقایسه نسبی رو انجام میده و تو پستهای آینده اینکه تو فکر آقایون چی میگذره رو میذارم.

نوشته شده در یکشنبه 1387/06/17ساعت 4:3 توسط BD32| |

نوشته شده در یکشنبه 1387/06/17ساعت 3:59 توسط BD32| |

دانشمندان شرکت RAND در دهه ی ۶۰ میلادی اقدام به طراحی مدل نمایش داده شده در تصویر نموده اند تا نشان بدهند که رایانه های خانگی سال ۲۰۰۴ احتمالا این شکلی هستند!البته تکنولوژی بکار رفته در ساخت رایانه های خانگی آنقدرها هم اقتصادی نخواهد بود.ضمنا دانشمندان بر این عقیده اند که تکنولوژی مورد نیاز برای ساخت چنین رایانه هایی هنوز در دسترس نبوده است و در سالهای آتی بدست خواهد آمد .با بکارگیری زبان برنامه نویسی فرترن و اینترفیس تله تایپ (دورنگار) بکارگیری رایانه ها و کار با آنها ساده خواهد بود...

نوشته شده در دوشنبه 1387/06/11ساعت 20:6 توسط BD32| |
حتما شده که بخواین فکر خانوما رو بخونین که به چه چیزایی فکر می کنن!

جواب اینجاست

نوشته شده در دوشنبه 1387/06/11ساعت 19:44 توسط BD32| |

نوشته شده در دوشنبه 1387/06/11ساعت 11:2 توسط BD32| |

نوشته شده در دوشنبه 1387/06/11ساعت 9:33 توسط BD32| |

نوشته شده در شنبه 1387/06/09ساعت 4:15 توسط BD32| |

نوشته شده در شنبه 1387/06/09ساعت 2:27 توسط BD32| |

نوشته شده در شنبه 1387/06/09ساعت 2:26 توسط BD32| |
از آنجایی که با افتتاح المپیک راه افتخارآفرینی باز شده و همین طور ورزشکاران، دلاوران و نام آوران ما مشغول افتخارآفرینی هستند و توجه رسانه های غربی را به قدری جلب کرده اند که فدرر و نادال نکرده اند و همینجور رسانه های غربی دنبال آنها موس موس می کنند که بیایند با آنها مصاحبه کنند توجه شما را به مصاحبه با این عزیزان جلب می کنم:
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1387/06/07ساعت 22:27 توسط BD32| |

useless

Angular Momentum

Grownups

Canyon Small

Bored With The Internet

Centrifugal Force

Fetishes

Accident

نوشته شده در پنجشنبه 1387/06/07ساعت 22:7 توسط BD32| |

 - عکس، کلیپ، جوک، SMS

 - عکس، کلیپ، جوک، SMS

 - عکس، کلیپ، جوک، SMS

 - عکس، کلیپ، جوک، SMS

 - عکس، کلیپ، جوک، SMS

 - عکس، کلیپ، جوک، SMS

 - عکس، کلیپ، جوک، SMS

 - عکس، کلیپ، جوک، SMS

 - عکس، کلیپ، جوک، SMS

نوشته شده در پنجشنبه 1387/06/07ساعت 12:5 توسط BD32| |

نوشته شده در پنجشنبه 1387/06/07ساعت 12:0 توسط BD32| |
 يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب ، دعايي
  را هم زمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى
  انداخت و گفت :
  - خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟
  ناگاه ، ابرى سياه ، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در
  گرفت و در هياهوى رعد و برق ، صدايى از عرش اعلى بگوش
  رسيد كه ميگفت :
  چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
  مرد ، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت :
  - اى خداى كريم ! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا
  و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !!
  از جانب خداى متعال ندا آمد كه :
  - اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست
  ميدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم ، اما ، هيچ
  ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هيچ ميدانى كه
  بايد ته ى اقيانوس آرام را آسفالت كنم ؟ هيچ ميدانى چقدر
  آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود ؟ . من همه ى اينها
  را مى توانم انجام بدهم ، اما ، آيا نمى توانى آرزوى
  ديگرى بكنى ؟
  مرد ، مدتى به فكر فرو رفت ، آنگاه گفت :
  - اى خداى من ! من از كار زنان سر در نمى آورم ! ميشود
  بمن بفهمانى كه زنان چرا مى گريند ؟ ميشود به من بفهمانى
  احساس درونى شان چيست ؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه
  چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟
  صدايي از جانب باريتعالى آمد كه :
  اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى ، دو باندى
  باشد يا چهار باندى ؟؟
نوشته شده در یکشنبه 1387/06/03ساعت 7:41 توسط BD32| |
نوشته شده در یکشنبه 1387/06/03ساعت 7:38 توسط BD32| |

نوشته شده در یکشنبه 1387/06/03ساعت 6:29 توسط BD32| |






نوشته شده در یکشنبه 1387/06/03ساعت 6:20 توسط BD32| |

عزيزم!

مي تواني خوشحال باشي، چون من دختر كم توقعي هستم. اگر مي گويم بايد تحصيلكرده باشي، فقط به خاطر اين است كه بتواني خيال كني بيشتر از من مي فهمي! اگر مي گويم بايد خوش قيافه باشي، فقط به خاطر اين است كه همه با ديدن ما بگويند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست  هي بالاتر برود!

اگر مي گويم بايد ماشين بزرگ و با تجهيزات كامل داشته باشي، فقط به اين خاطر است كه وقتي هر سال به مسافرت دور  ايران مي رويم توي ماشين خودمان بخوابيم و بي خود پول هتل ندهيم!

اگر از تو خانه مي خواهم، به خاطر اين است كه خود را در خانه اي به تو بسپارم كه تا آخر عمر در و ديوارآن،  خاطره اش را برايم حفظ كنند و هرگوشه اش يادآور تو و آن شب باشد!

اگر عروسي آن چناني مي خواهم، فقط به خاطر اين است كه فرصتي به تو داده باشم تا بتواني به من نشان بدهي چقدر مرا دوست داري و چقدر منتظر شب عروسيمان بوده اي!

اگر دوست دارم ويلاي اختصاصي كنار دريا داشته باشي، فقط به خاطر اين است كه از عشق بازي كنار دريا خوشم  مي آيد... جلوي چشم همه هم كه نمي‌شود!

اگر مي گويم هرسال برويم يك كشور را ببينيم، فقط به خاطر اين است كه سالها دلم مي خواست جواب اين سوال را بدانم كه آيا واقعا "به هركجا كه روي آسمان همين رنگ است"؟! اگر تو به من كمك نكني تا جواب سوالاتم را پيدا كنم، پس چه كسي كمكم كند؟!

اگر از تو توقع ديگري ندارم، به خاطر اين است كه به تو ثابت كنم چقدر برايم عزيزي!
و بالاخره...


اگر جهيزيه چنداني با خودم نمي آورم، فقط به خاطر اين است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهيزيه سنگين هم دوست  داري و عشقمان فارغ از رنگ و رياي ماديات است

نوشته شده در یکشنبه 1387/06/03ساعت 1:21 توسط BD32| |
امروز تو خیابون ارم(شیراز)، تقریبا روبروی باغ ارم داشتم رد می شدم که چشمم افتاد به این تابلو اعلام خطر...
ترمز کردم و یه عکس ازش گرفتم برا شما دوستان عزیز



نوشته شده در جمعه 1387/06/01ساعت 17:2 توسط BD32| |