تبليغاتX
متفرقه شامل زندگی





نوشته شده در یکشنبه 1387/04/30ساعت 18:57 توسط BD32| |
نوشته شده در شنبه 1387/04/29ساعت 19:57 توسط BD32| |


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1387/04/29ساعت 3:12 توسط BD32| |
نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/27ساعت 21:4 توسط BD32| |
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.
اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.
بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.
آنها به استاد گفتند: ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....
استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....
آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....
سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود:

کدام لاستیک پنچر شده بود....؟!!!
نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/27ساعت 2:25 توسط BD32| |
جاتون سبز، استاد فخرالدینی و گروه ارکستر و خواننده سالار عقیلی امشب تو باغ عفیف آباد شراز که بعد از انقلاب ابلهانه دولت کذب جمهوری دروغین اسلامی ایران به یغما برده شده بود، اجرا شد که باز هم ضعف شدید صدا برداری و تصویر برداری (مثل کنسرت استاد شجریان) بیداد می کرد به صورتی که گاها تصور می شد الان از آسمان صاعقه و رعد و برق صورت می گیرد.
نکته انحرافی: بادا بادا مبارک بادا
-----
دلیل: باد می آمد.
جمله سازی: بابا با بادکنک می آمد.
اینم چندتا عکس بد کیفیت که با افتخار کامل از طریق موبایلم گرفتم.
به زودی فایل صوتی که ضبط کردم و فایل ویدئویی که با موبایلم گرفتمو میذارم برا دانلود.




این خورشید تابانی که تو عکس اولی هست، چشمای منو کور کرد و نذاشت گروه رو با دقت ببینم تا ...



نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/27ساعت 1:8 توسط BD32| |

نقل است که ناصرالدین شاه وقتی به اولین سفر اروپایی خود رفت در کاخ ورسای و توسط پادشاه فرانسه- یکی از همین لویی هایی که امروز تبدیل به میز و صندلی شده اند- از او پذیرایی شد، بعد از مراسم شام، اعلیحضرت سلطان صاحب قران به قضای حاجتش نیاز اوفتاد و با راهنمایی یکی از نوکرها به سمت یکی از توالت های کاخ ورسای هدایت شد. سلطان صاحبقران بعد از ورود به دستشویی هرچه جستجو کرد چیزی شبیه به “موال” های سنتی خودمان پیدا نکرد و در عوض کاسه ای دید بزرگ که معلوم نبود به چه کار می آید، غرورش اجازه نمی داد که از نوکر فرانسوی بپرسد که چه بکند پس از هوش خود استفاده کرد و دستمال مبارکش را بر زمین پهن کرد و همان جا….!
حاجت که برآورده شد سلطان مانده بود و دستمالی متعفن؛ این بار با فراغ خاطر نگاهی به اطراف انداخت و پنجره ای دید گشوده بر بالای دیوار و نزدیک به سقف که در دسترس نبود پس چهار گوشه ی دستمال را با محتویات ملوکانه اش گره زد و سر گره را در دست گرفت و بعد از این که چند بار آن را دور سر گرداند، تا سرعت و شتاب لازم را پیدا کند، به سوی پنجره ی گشوده پرتاب کرد تا مدرک جرم را از صحنه ی جنایت دور کرده باشد. گویا نشانه گیری ملوکانه خوب نبوده چون دستمال بعد از اصابت به دیوار باز می شود و محتویات آن به در و دیوار و سقف می پاشد. وضع از اول هم دشوارتر می شود. سلطان، بالاجبار، غرور را زیر پا می گذارد، از دستشویی بیرون می رود و به نوکری که آن پشت در انتظار بود کیسه ای پول طلا نشان می دهد و می گوید این را به تو می دهم اگر این کثافت کاری که کرده ام رفع و رجوع کنی. می گویند نوکر فرانسوی در جواب ایشان تعظیم می کند و می گوید من دو برابر این سکه ها به اعیلحضرت پادشاه تقدیم خواهم کرد اگر بگویند با چه ترفندی توانسته اند روی سقف برینند!

نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/26ساعت 3:2 توسط BD32| |
نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/26ساعت 2:26 توسط BD32| |
دلیل ازدواج نکردن مردها ترس از دلبستن به یک زن نیست، ترس دلبریدن از زنهای دیگر هست.
نوشته شده در یکشنبه 1387/04/23ساعت 22:45 توسط BD32| |
مثل بعضیا
البته اتاق این دوستمون صد رحمت داره به اتاق من!

نوشته شده در شنبه 1387/04/22ساعت 13:0 توسط BD32| |
1-  عامو حال داریا.....
2- پر خوردن دور دنیا
3- چند میگیری صبح گاه پاشی؟!
4- کی بریم باغ؟!
نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/19ساعت 0:19 توسط BD32| |



















نوشته شده در سه شنبه 1387/04/18ساعت 18:33 توسط BD32| |

همسر آینده ام! 

می توانی خوشحال باشی، چون من دختر بسیار کم توقعی هستم! 


اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی! 

اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود! 

اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم! 

اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد! 

اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای! 

اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید...جلوی چشم همه هم که نمی‌شود! 

اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟! 

اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی! 

و بالاخره ...

برگرفته از وبلاگ نیمه آشکار من

نوشته شده در سه شنبه 1387/04/18ساعت 12:25 توسط BD32| |
الف) بخاطر نور آفتابی که به گلها می خورد

ب) به خاطر اینکه گرده گلها به طور طبیعی زرد رنگ است

ج) به خاطر اینکه به این صورت ساخته می شود

4) نمی دانم ؟!


پاسخ را می توانید ادامه متن پیدا کنید.



ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1387/04/17ساعت 3:48 توسط BD32| |
به ترکه می گن سخت ترین کار دنیا چیه؟
میگه: پر کردن نمکدون.
می پرسن چرا؟ میگه: آخه سوراخاش خیلی ریزه.
نوشته شده در دوشنبه 1387/04/17ساعت 3:15 توسط BD32| |

یک روز زن و مردی ماشینشون با هم تصادف بدی می کنه ، بطوری که ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه ، ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برند ...

وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون اومدند ، خانم رو به طرف مقابل کرد و گفت : آه چه جالب شما مرد هستید !

ببینید چه به روز ماشینهامون اومده ؟! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم ! این باید یک نشونه از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و زندگی مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم ...!

مرد هم با هیجان پاسخ داد : بله کاملا با شما موافقم ، این باید نشونه ای از طرف خدا باشه !

بعد اون زن ادامه داد و گفت : وای خدای من ! اینجا رو ببین یک معجزه دیگه ! ماشین من کاملا داغون شده ولی این شیشه مشروب سالم مونده ! مطمئنا خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن رو جشن بگیریم !

زن مشروب رو به مرد داد و مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان داد ، در بطری رو باز کرد و نصف شیشه رو با ولع سر کشید ! بعد بطری رو برگردوند به زن که او هم بنوشه ...

اما زن در بطری رو بست و شیشه رو با خونسردی برگردوند به مرد !

مرد با تعجب گفت : شما نمی نوشید؟!

و زن در جواب گفت : نه ، فکر می کنم باید منتظر پلیس بشم !!!

برگرفته از وبلاگ نیمه آشکار من

نوشته شده در دوشنبه 1387/04/17ساعت 1:15 توسط BD32| |

رئیس به منشی : برای یک هفته سفر خارجی برنامه ریزی کنید !

منشی با همسر خود تماس میگیرد : برای یک هقته باید با رئیس اداره به سفر خارجی بروم !

همسر منشی با معشوقه پنهانی خود تماس می گیرد : همسرم برای یک هفته به مسافرت میرود و ما میتوانیم یک هفته رو در کنار هم باشیم !

معشوقه پنهانی با پسر بچه ای که شاگرد خصوصیش بودتماس میگیرد : این هفته کار دارم و نمیتوانم بیایم ...!

پسر بچه با پدر بزرگ خود تماس می گیرد : معلم من برای یک هفته گرفتار است و ما میتونیم این هفته رو باهم بگذرونیم !

پدر بزرگ و یا همان رئیس اول با منشی اس تماس میگیرد : این هفته رو باید با نوه ام بگذرونم و ما نمیتونیم به مسافرت برویم !!!

منشی به همسرش زنگ میزند : برای رئیسم مشکلی پیش اومده و مسافرت لغو شده !!!

مرد با معشوقه خود تماس میگیرد : ما نمیتوینم این هفته با هم باشیم ، مسافرت همسرم کنسل شد !!!

منشی با پسر بچه تماس میگیرد : این هفته مثل گذشته کلاسمون رو ادامه میدیم !!!

پسر بچه با پدر بزرگ خود تماس می گیرد : معلمم این هفته کلاس رو ادامه میده ، ببخشید ما نمیتونیم باهم باشیم !!!

پدربزرگ (رئیس) مجددا با منشی تماس میگیرد : دوباره برای سفر برنامه ریزی کنید ... !!!

برگرفته از وبلاگ نیمه آشکار من

نوشته شده در دوشنبه 1387/04/17ساعت 1:7 توسط BD32| |
هوش و ذکاوت خودتونو به رخ من بکشید تا نگم من باهوشم!



نوشته شده در یکشنبه 1387/04/16ساعت 22:53 توسط BD32| |
پاسخ يک دانشجوی دانشگاه واشينگتن به يک پرسش امتحان شيمی آنچنان جامع و کامل بوده که در اينترنت پخش شده و دست به دست ميگرده خوندنش سرگرم ‌کننده است ?

پرسش: آيا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است يا اندوترم (جذب‌کننده گرما) ؟!


اکثر دانشجويان برای ارائه پاسخ خود به قانون بويل-ماريوت متوسل شده بودند که می‌گويد حجم مقدار معينی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. يا به عبارت ساده‌تر در يک سيستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقيم دارند ...

اما يکی از آنها چنين نوشت :


اول بايد بفهميم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغيير می‌کند. برای اين کار احتياج به تعداد ارواحی داريم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشيم که يک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند !!!

پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر.


برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام اديان رايج در جهان می‌کنيم. بعضی از اين اديان می‌گويند اگر کسی از پيروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود.

از آن جايی که بيشتر از يک مذهب چنين عقيده‌ای را ترويج می‌کند، و هيچکس به بيشتر از يک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همه ارواح به جهنم فرستاده می‌شوند!

با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و مير مردم در جهان متوجه می‌شويم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بيشتر می‌شود. حالا می‌توانيم تغيير حجم در جهنم را بررسی کنيم: طبق قانون بويل-ماريوت بايد تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزايش بيابد. اينجا دو موقعيت ممکن وجود دارد:


۱.اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود!

۲.اگر جهنم سريعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج پايين خواهند آمد تا جهنم يخ بزند!


اما راه‌حل نهايی را می‌توان در گفته همکلاسی من ترزا يافت که می‌گويد : مگه جهنم يخ بزنه که با تو ازدواج کنم!!!

از آن جايی که تا امروز اين افتخار نصيب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظريهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز يخ نخواهد زد و اگزوترم است!!!


تنها جوابی که نمرهء کامل را دريافت کرد، همين بود !!!
نوشته شده در یکشنبه 1387/04/16ساعت 20:48 توسط BD32| |























































































نوشته شده در یکشنبه 1387/04/16ساعت 3:0 توسط BD32| |

سائو پائولو


پاریس



امتداد آبشار نیاگارا



تورنتو



لندن



سنگاپور



و بالاخره ... ایران



ببخشید دیگه! اینجا برق قطع شده...
نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/13ساعت 15:30 توسط BD32| |

این اتوبوس رو توی ایران و توی شرایط نرمال تصور کنید، که البته خیلی هم پیشرفته هست! D:
لطفا توی بخش نظرات بگین که این اتوبوس به سمت راست حرکت میکنه یا به سمت چپ؟؟!!
و دلیل انتخابتون رو بگین.


جواب در ادامه مطلب

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1387/04/11ساعت 4:33 توسط BD32| |